خط داستانی
این فیلم کوتاه با یک دوئل در جنوب قدیم آغاز میشود که در آن یک مرد به طور ناخواسته جان یکی از دوئلکنندگان را نجات میدهد و به همین خاطر ساعتی به او اهدا میشود. سالها میگذرد و ما نوه را میبینیم که در فقر به سر میبرد و به سمت شهر بزرگ برای کار میرود (ساعت را با خود میبرد). مادرش به او یک کبوتر میدهد تا در صورت نیاز بتواند پیامی به خانه بفرستد. این ساعت کلید به دست آوردن ثروتی است که یک زن و همدستش آن را میخواهند.