خط داستانی
یک پادشاه تبعیدی با سرو کردن چیلی کان کارنه واقعی در یک کانتر ناهار سریع، از دخترش و خود حمایت میکند. خبر میرسد که اگر به نکو-شاوی بازگردد، تاجگذاری خواهد شد و او یک راننده تاکسی استخدام میکند تا او را به آنجا ببرد. همه چیز به یک ترفند از سوی شرورها برای بازگرداندن آنها به کشور پوشیده از برف تبدیل میشود. وقتی شرورها پرنسس را ربوده و سعی در فرار با هواپیمای خود دارند، راننده تاکسی بیلی با شجاعت یک پرش بلند با اسکیهایش انجام میدهد و در میانه هوا بر هواپیما پیشی میگیرد و بدین ترتیب نجاتی هیجانانگیز را رقم میزند.