خط داستانی
کاردلانچ، پسر یک رئیس قبیله هندی، از شرق بازمیگردد و متوجه میشود که توسط مردم خود طرد شده است. او به عنوان کاپیتان ارتش ایالات متحده منصوب میشود زمانی که یک گروه از سواران را از دست یک گروه از هندیهای شورشی نجات میدهد و با توسعه یک رابطه با میریم، دختر فرمانده قلعه رمینگتون، خود را بیشتر از نژادش دور میکند. ستوان پارکمن (والکر) با کاردلانچ درگیر میشود زمانی که پارکمن تنزل مقام مییابد، در حالی که نیروهای ژنرال کستر توسط مردم کاردلانچ به قتل میرسند. کاردلانچ تصمیم میگیرد که وفاداری واقعیاش به نژاد خود است و میریم را رها میکند تا به آنها بازگردد.