خط داستانی
زمانی که گروه تئاتری مسافرتیاش ورشکست میشود، پاپی، بازیگر گروه، در سنگاپور گیر میکند. او به کار در یک بار در قسمت بدنام شهر به عنوان "میزبان" تنزل مییابد، جایی که با یک انگلیسی بدشانس آشنا میشود. در حالی که مست است، او درگیر یک دعوا میشود و مجبور به کشتن حریفش در دفاع از خود میشود. دختر به او کمک میکند تا فرار کند و به سم، مالک مزارع مشکوک، میرود تا سعی کند آنها را از سنگاپور خارج کند. اما سم برنامههای خود را برای پاپی دارد و این برنامهها شامل رقبای احتمالی برای محبت او نمیشود.