خط داستانی
یک زوج در تئاتر با یک دوست نمایشنامهنویس هستند. در پایان نمایش، شوهر حسود همسرش را خفه میکند. وقتی نمایش به پایان میرسد، مرد با دوستش درباره چنین پایانی بیمعنی صحبت میکند و به نویسنده میگوید که هیچ مرد عاقلی در این زمانه به اندازهای حسود نمیشود که همسرش را خفه کند. نمایشنامهنویس تصمیم میگیرد این زوج supposedly کامل را درباره احساسات خوششان نسبت به یکدیگر آزمایش کند.