خط داستانی
این داستان درباره مردی است که به خاطر ارتباطش با زنان دیگر، حسادت زیادی را برای همسرش به وجود میآورد، اما خود را مردی با سرنوشت میداند که در حل مشکلات زناشویی دیگران نقش دارد. او به عنوان پاسخدهنده در یک دعوی معرفی میشود - شهر را ترک میکند - در یک روستای کوچک خانهای میخرد - یک دختر کوچک را در خیابان سوار ماشینش میکند و به سمت طبیعت میراند.