خط داستانی
دیوید شلدون صاحب یک کشتزار در جزایر سلیمان است. بسیاری از کارگران او به تب سیاه آب مبتلا میشوند و سپس خود او نیز بیمار میشود. جوآن لاکلند، یک زن سرباز خوش شانس، با کشتی به جزایر میرسد. با کمک خدمه کاناکا خود، او از دیوید در برابر حمله بومیان که توسط گوگومی رهبری میشوند، محافظت میکند. جوآن دیوید را به سلامتی برمیگرداند و شریک تجاری او میشود و از املاک رهنی او در برابر دو وامدهنده طمعکار محافظت میکند. وامدهندگان برای انتقام، بومیان را به شورش تحریک میکنند.