خط داستانی
صنعتگر جیمز شیردان، پدر، که روزی کارگری بود، بر آن است تا مسیر شغلی سه پسرش را شکل دهد؛ اما در یک فاجعه سیلابی، جیمز، پسر بزرگش را از دست میدهد و راسکو دچار بحران روانی میشود. با درک اشتباهش، او تلاش میکند تا خوشبختی پسر سوم، بیبس، را با پیوند او به ماری، دختری که دوستش دارد، تضمین کند.