خط داستانی
برت گرنجر، که به قمار سنگین و الکل قوی معتاد است، صاحب یک سالون است که در آن فرزندانش، بنی و آلیس زیبا، به مهمانان سرگرمی میدهند. یک شب، غریبهای در یک دعوای مستی دخالت میکند و در یک مبارزه تلخ شرکت میکند که از آن پیروز بیرون میآید. او به آلیس به شدت جذب میشود و در حین بازی قمار، در حالی که پدرش در یک بازی ورق تقلبی فریب خورده و سند سالون را از دست میدهد، با او گفتگو میکند. وقتی جایزهای برای ولف مکلین اعلام میشود، غریبه که به توصیف ارائه شده از این دزد بدنام شباهت دارد، دستگیر میشود.