خط داستانی
مثلث عشقی در حال شکلگیری است که در اطراف آسیاب قدیمی در حال وقوع است. پر پرسون، ثروتمند و خودخواه، عاشق دختر زیبای آسیابان، گرته است، اما قلب گرته متعلق به شاگرد آسیابان است. پرسون به شدت ناامید است، زیرا گرته هرگز تصور نمیکند که ثروت را بر عشق ترجیح دهد، بنابراین او به طرق مختلف و ناموفق سعی میکند رقیبش را از میان بردارد. به دلیل پیچیدگیهای مختلف، پات و پاتاشون به عنوان دستیار در آسیاب قدیمی استخدام میشوند و با بیوه آسیابان، گرته و شاگرد دوست میشوند. بیوه آسیابان در مشکلات مالی است و اشتیاق پاتاشون برای کمک به زودی او و پات را در یک پرونده آتشسوزی درگیر میکند.