خط داستانی
تا سال 1820، ادموند کین محبوبترین بازیگر شکسپیر است. اما اگرچه هنر او بینظیر است، سبک زندگی آزاد او به ویژه توسط جامعه اشرافی به خوبی دیده نمیشود. کین به شدت عاشق کنتس النا دِ کوافِلد، همسر سفیر دانمارک شده است. النا نیز او را دوست دارد اما در ترک مقام خود در جامعه و پیروی از کین تردید دارد. از سوی دیگر، آنا، یک وراث ثروتمند که از ازدواج با لرد موییل، همسر انتخابی والدینش، امتناع میکند، عشقش را به کین اعتراف میکند و تصمیم میگیرد مانند او بازیگر شود... اشرافزادگان، از رفتارهای ولخرجانه ادموند خشمگین شده و تصمیم به تحریم اجراهای او میگیرند و کارنامهاش خراب میشود. کین از چنین ضربهای بهبود نمییابد و در یک شب طوفانی در آغوش النا میمیرد.