خط داستانی
زمانی که پرنسس ماری از پادشاهی بالکان ویاتاویا عاشق کاپیتان رودی از گارد سلطنتی میشود، پدرش به سرعت ازدواج او را با پادشاه یک کشور همسایه ترتیب میدهد. اگرچه ماری و رودی به طور مخفیانه توسط یک کولی ازدواج کردهاند، دوک این ازدواج را نادیده میگیرد و رودی را تبعید میکند. وقتی که فرزندی به دنیا میآید، ماری به پادشاه اعلام میکند که این فرزند متعلق به رودی است و سپس به یک صومعه تبعید میشود؛ اما رودی برمیگردد و به ماری کمک میکند تا فرزندش را از کاخ بازپس گیرد و آنها در سرزمینی دیگر خوشبختی را پیدا میکنند.