خط داستانی
دن کارسون یک کارگر دامداری است که در شرایط سختی به سر میبرد. او وقتی نیمی از معدن طلا چنگال عقاب را به ارث میبرد، وضعیتش بهتر میشود. دن با هممالکهایش، دامدار جان شروود و دخترش جسی، دوستان صمیمی میشود. اما ثروت جدیدشان آنها را هدف زک ویلسون و باندش قرار میدهد. دن باید یاد بگیرد که برای حفظ معدن طلا از دست آنها و به دست آوردن دل جسی زیبا چه کارهایی باید انجام دهد.