خط داستانی
گزارشگر جیمی مونو در حال نوشتن مقالهای درباره "زن متوسط" است. او در کتابخانه با سالی ویپل ملاقات میکند و او را به عنوان سوژهای مناسب انتخاب میکند و به دنبال او میافتد تا مطالبی برای مقالهاش جمعآوری کند و در نهایت عاشق او میشود. پدرش، قاضی ویپل، از این موضوع خوشش نمیآید؛ او جیمی را دستگیر میکند و اجازه میدهد جیمی تنها یک بار در هفته سالی را ببیند. در همین حال، تاجر بدنام ون آلتن به دنبال سالی است و سعی میکند با تهدید به انتشار نامههایی که میگوید پدرش را شرمنده میکند، او را تحت فشار قرار دهد تا با او ازدواج کند.