خط داستانی
الیوت ورثینگتون به مایرا، خدمتکار خانواده خواهرش، عاشق میشود. مایرا اخراج میشود؛ الیوت او را پیدا کرده، پیشنهاد ازدواج میدهد و با عروس جدیدش به خانه برمیگردد. او از سوی خویشاوندانش تحقیر میشود و از ریاکاری دوستان ثروتمندش شوکه میشود. ناامید، او فرار میکند: الیوت او را دنبال کرده و از برخورد با قطار نجات میدهد وقتی پایش در یک سوئیچ گیر میکند.