خط داستانی
فیلیپ هاور، که به همراه دوستش توبی جونز، دیوید آینزلی را در حال مرگ در بیابان پیدا میکند. پس از اینکه دزدها دامهای او را دزدیدند، آینزلی به دنبال یک معدن گمشده میرود و قربانی یک قاتل میشود. قبل از اینکه بمیرد، آینزلی مقداری گرد طلا به هاور میدهد تا وام مزرعه را پرداخت کند.