خط داستانی
دوروتی کین پس از اینکه توسط پدرش، یک تاجر که با خانوادهاش دیکتاتوری میکند اما به همراهان زن خود در شهر بسیار ولخرج است، طرد میشود، خانه را ترک میکند. دوروتی ناخواسته با دوستان شبانهاش، لاتی، تریکسی و آلاسکا درگیر میشود. در یک مهمانی شام که مردان سالخورده و دختران جوان در آن حضور دارند، دوروتی پدرش را ملاقات میکند و تصمیم میگیرد او را به خانم کین معرفی کند، اما بعداً احساس میکند که این کار غم زیادی برای مادرش که از قبل نادیده گرفته شده، به همراه خواهد داشت.