خط داستانی
مری بیشاپ، یک کارمند در یک فروشگاه جواهرات، متوجه میشود که دوستپسر سابقش فرد گریسون، که برای ثروتمند شدن از شهر رفته بود، به زودی برمیگردد و میخواهد او را ببیند. پس از شنیدن اینکه فرد با یک دختر ثروتمند ازدواج کرده و اکنون بسیار ثروتمند است، مری از فروشگاه جواهراتی قرض میگیرد، بهترین لباسهایش را میپوشد و وقتی فرد را میبیند، به او میگوید که با ثروتمندترین مرد شهر ازدواج کرده و اکنون وضعیت مالی خوبی دارد. مشکلاتی پیش میآید.