خط داستانی
باور به اینکه شوهرش به او وفادار نیست، هلن ساولی پسرش، جکی، را به مزرعه هولدنها میبرد و به زودی بعد از آن میمیرد. هولدنها جکی را نگه میدارند، اما او در نهایت به شهر میرود وقتی که زوج سالخورده مزرعهشان را از دست میدهند و به خانه فقرا میروند. جکی بعداً با چزاره گالو، یک موسیقیدان خیابانی که همچنین معلم پل ساولی - اکنون یک ویولونیست مشهور - بود، دوست میشود. یک ملاقات تصادفی با ساولی جکی را دوباره با گالو reunites میکند درست قبل از اینکه پیرمرد بمیرد. ساولی جکی را به خانه میبرد، با خوشحالی متوجه میشود که پسرش است و مزرعه را به هولدنها بازمیگرداند.