خط داستانی
گاری بیچر، که مادر و معشوقهاش لورنا را فراموش کرده، عاشق ورونیکا، یک دختر گروه کر، میشود و به سمت شهر میرود؛ وقتی او را با یک میلیونر مییابد، به خانه برمیگردد و از کارفرمای سابقش دزدی میکند، سپس به ورونیکا برمیگردد و شروع به خرج کردن بیپروا میکند. وقتی نمیتواند هزینه یک گردنبند الماس را پرداخت کند، گاری با تهدید به دستگیری مواجه میشود و توسط ورونیکا خیانت میخورد.