خط داستانی
لری کانل به یک شهر مرزی میرسد که توسط کلانتر بول ویمان و برنچ داوتی اداره میشود. کانل در بازی پوکر با قرعهکشی مزرعه کلانتر را میبرد، اما ویمان از نفوذ خود با قاضی هایلند استفاده میکند تا لری را ورشکسته اعلام کند. لری سعی میکند با انصاف با نادرستی مقابله کند، اما فروش دامهایش او را به مرز جنون میرساند. لری داوتی را به گروگان میگیرد و در نهایت دستگیر میشود، اما فرار کرده و قصد دارد دفتر کلانتر را منفجر کند.