خط داستانی
جرج درایدن، که از زمانی که مادرش در کودکی به وسیله رعد و برق کشته شد، بیخدا شده است، به جراح برجستهای تبدیل میشود و با زنی ازدواج میکند که به زودی بر اثر بیماری قلبی میمیرد. سالها بعد، در روز عروسی دخترش، او متوجه میشود که همسرش با یک هنرمند رابطه عاشقانه جدی داشته است. او به شدت عصبانی میشود و دخترش را از خود میراند. دختر بیمار میشود و دچار فروپاشی عاطفی میگردد. پزشک تمام دانش خود را برای نجات او به کار میگیرد و در نهایت، در ناامیدی، به خدا دعا میکند. دختر به طرز معجزهآسا درمان میشود و ایمان جرج درایدن دوباره بازمیگردد. یک فیلم گمشده.