خط داستانی
جرمی دایس، یک کارگر در یک خیاطی در شرق نیویورک که به خوشپوشی و رقصش افتخار میکند، زمانی که از یک قلدر که با دخترش بیادبی میکند، فرار میکند، ترسو به نظر میرسد و کارفرمایش او را اخراج میکند. با تصمیم به رفتن به غرب، جرمی در حال سوار شدن به قطار دستگیر میشود و به دو قانونشکن در بیابان برمیخورد که بر سر غنائم در حال بحث هستند؛ هر دو در یک تیراندازی کشته میشوند و جرمی توسط کلانتر قهرمان اعلام میشود.