خط داستانی
جان، جوانی که توسط عمهاش بزرگ شده، عاشق آنا، دختر خدمتکار است که قرار است بچهاش را به دنیا بیاورد. او آماده است با او ازدواج کند اما عمه سختگیرش میخواهد او با دختری ثروتمند ازدواج کند. برای جدایی عاشقان، او ترتیب میدهد که برادرزادهاش در دانشگاهی در شهری دور ثبتنام شود. سپس آنا را به خانهٔ تورگوس، سازنده تابوت و مادرش میفرستد تا تا زمان زایمان در آنجا پنهان شود. تورگوس، که نوعی موجود دست و پا چلفتی است، بلافاصله تحت تأثیر زیبایی آنا قرار میگیرد و به او دلسوزی میکند. در همین حال، آنا با نگرانی منتظر بازگشت جان است.