خط داستانی
مردی بیگناه به خاطر مانعتراشی در اجرای عدالت به زندان میرود، زمانی که همسرش از افشای این که پدرش توسط مادرش کشته شده (و این خودکشی نبوده) خودداری میکند. وقتی او بالاخره آزاد میشود، با زن جوانی که به نخبگان تأثیرگذار شهر تعلق دارد، آشنا میشود و درگیر او میشود. بار دیگر، او خود را در دسیسهای مییابد که در نهایت منجر به افشای فساد شهردار شهر میشود.