خط داستانی
آگاتا کنت یک عمارت جنوبی از عمه مجردش، آگاتا، به ارث میبرد. وقتی او برای مهمانها آگهی میزند، برتون فوربز، که نابینا و تنها در دنیا است، به یاد بازدیدهایش از عمه آگاتا در کودکی میافتد و اتاقی اجاره میکند. آگاتا جوان، که نقش عمهاش و یک خدمتکار ایرلندی را بر عهده میگیرد، از مهمانش مراقبت میکند که به خاطر یک نامزدی شکستخورده ناراحت است. قدردانی او از مهربانیاش به عشق تبدیل میشود که او نیز آن را متقابل میکند، بیخبر از اینکه بیناییاش بازگشته است. یک تغییر خوششانس در بازار سهام منجر به بازگشت ثروت برتون میشود و وقتی نامزد سابقش درخواست میکند تا نامزدیشان را از سر بگیرند، او او را به خاطر آگاتا رد میکند. یک فیلم گمشده.