خط داستانی
تکس بنتون، در حال سوارکاری در سراسر کشور، یک لاکپشت میبیند، یک خرگوش را میگیرد و افسانه قدیمی لاکپشت و خرگوش را آزمایش میکند؛ وقتی خرگوش برنده میشود، تکس قسم میخورد که رفتار خود را بر اساس آن سبک مدل کند. در یک شهر مرزی، او یک هندی به نام "بت" را نجات میدهد و آن دو دوست میشوند. در ولفویل، تکس در یک رویداد رودی شرکت میکند. در همین حال، یک قطار شرقی متوقف شده، آلیس مارکوم، دختری که تکس تصمیم میگیرد او را بخواهد، را حمل میکند. تکس با یک شرقی برای جلب توجه دختر رقابت میکند، اما تکس، "خرگوش"، به شرقی تازهکار، "لاکپشت"، میبازد. تکس سپس نتیجه میگیرد که او از نوعی نیست که بخواهد ازدواج کند.