خط داستانی
پنی با هواپیما به غرب میرسد. او به عنوان یک شخصیت مشکوک در نظر گرفته میشود و به زندان انداخته میشود. کورت والترز، سرپرست مزرعه و معاون کلانتر، متوجه میشود که او همان دختری است که دوستش، جو گری، در شیکاگو ملاقات کرده است. گری عاشق او شده بود، اما او اعتراف کرد که دزد است. از آنجا که پنی ادعا میکند که میخواهد اصلاح شود، والترز او را آزاد میکند و به زندگی با خانم کینگدون میفرستد. با وجود تمسخرها و طعنههای او (یا شاید به خاطر آنها)، والترز خود را در حال عاشق شدن به پنی مییابد.