خط داستانی
کارآفرین الینور لاترپ به مشاور ریچارد امرسون، یک مهندس جوان و بلندپرواز تبدیل میشود. او با کمک الینور بسیار موفق میشود و برای جلوگیری از شایعاتی که پیرامون رابطهشان وجود دارد، او پیشنهاد میکند که با ماری ویرجینیا لی، دختری جنوبی از خانوادهای اشرافی اما فقیر، ازدواج کند. ماری از ازدواج با امرسون خوشحال است زیرا از فقر خسته شده است. در ماه عسل، او فاش میکند که فقط برای داشتن تجملات ازدواج کرده و امرسون اعتراف میکند که به دنبال موقعیت اجتماعی بوده است. پس از اعترافاتشان، تصمیم میگیرند که بهتر است زندگیهای جداگانهای داشته باشند. امرسون در باشگاهش در نیویورک میماند، در حالی که ماری در خانه روستایی او زندگی میکند. الینور به موقعیت ماری حسادت میکند، حتی اگر او کسی باشد که وقتش را با امرسون میگذراند.