خط داستانی
جیم فنتون خوشحال و خوشبخت عاشق خانم باتروورث، کلاهدوز شهر است که در حال مراقبت از هری بنیدکت کوچک است در حالی که پدرش، پل، یک مخترع، در آسایشگاه محلی است. خانم باتروورث جیم را قانع میکند که بلچر، یکی از شهروندان برجسته، پل را زندانی کرده تا اختراعات او را دزدیده و حق ثبت اختراعاتش را به دست آورد. جیم به آسایشگاه نفوذ کرده و مخترع ضعیف را نجات میدهد......