خط داستانی
جوان با جاهطلبی ملاقات میکند و عشق، مادرش و ریشههای کوچکاش را برای شهر بزرگ ترک میکند. در آنجا، در جستجوی تجربه، با لذت ملاقات میکند و در مسیر گلسرخ با افرادی مانند وسوسه و مستی وقت میگذراند. در خانه، مادر جوان میمیرد و عشق تلاش میکند تا به او برسد اما ناموفق است. وقتی پول جوان تمام میشود، دوستان تازهاش همه او را ترک میکنند و او به زندگی اعتیاد به مواد مخدر فرو میرود، که عادت به او کمک میکند.