خط داستانی
پییر وینتون قول میدهد که انتقام قتل پدرش را به دست مکگورک، دزد، بگیرد. در حین جستجو برای مکگورک، پییر با ماری براون مواجه میشود که در یک ریزش سنگ به شدت آسیب دیده است. آنها عاشق هم میشوند، اما در حین تلاش برای نجات ماری، پییر در یک ریزش سنگ دیگر گرفتار و بیهوش میشود. نجات یافته توسط گروه اوباش جیم بون، پییر به گروه ملحق میشود و دختر بون، جکی، به او علاقهمند میشود، اما پییر هنوز عاشق ماری است که از او جدا شده است.