خط داستانی
روت مینچین به طرز ناخوشایندی با شریک تجاری سابق پدرش، یک فرد مست و خشن، ازدواج کرده است. او دوستی با سوورینو، یک پیانیست که در همان ساختمان آپارتمانی زندگی میکند، برقرار میکند و مینچین، وقتی آنها را با هم میبیند، پیانیست را از اتاق بیرون میکند و همسرش را به زمین میزند. سوورینو در حالتی از جنون ناشی از ذاتالریه، مینچین را میکشد و روت به عنوان مظنون این جرم شناخته میشود.