خط داستانی
وقتی که استیون دواین، دلال ثروتمند وال استریت، همسرش جولیا را به خاطر کار نادیده میگیرد، او با برت بروکول، مردی خوشگذران، رابطه برقرار میکند. وقتی استیون آنها را در آغوش هم میبیند که برکول او را مجبور کرده، جولیا را محکوم کرده و میرود. پس از از دست دادن ثروتش در بازار، استیون از پیشنهاد جولیا برای فروش جواهراتش امتناع میکند و به مدت یک سال دور میماند.