خط داستانی
چایِن هری، صاحب بزرگترین دامداری در گوشهای از غرب، با جان مریت، یک بستهدار گوشت از شیکاگو که به دنبال تصاحب زمین است، مشکل دارد. با استفاده از یک ترفند قانونی، مریت موفق میشود دامداری هری را تحت یک حکم جعلی تصرف کند. پس از اینکه هری نتوانست از طریق نامههایش به مریت عدالت را به دست آورد، به شرق میرود و به عمارت میلیونر مراجعه میکند. در ابتدا، مریت از دیدن او امتناع میکند، اما برای سرگرمی دخترش، هلن، و مهمانانش، او را به سالن غذاخوری دعوت میکند. مریت مطمئن است که هری اشتباه بزرگی در آداب غذا خوردن خواهد کرد و همه را میخنداند. اما به شگفتی مریت و مهمانان، آداب غذا خوردن هری بینقص است. سپس، برای به دام انداختن او، مریت با چاقو غذا میخورد. هری که متوجه میشود مهمان باید از الگوی میزبان پیروی کند، او نیز همین کار را میکند. او با دلخوری خانه را ترک میکند اما مصممتر از همیشه برای به دست آوردن عدالت از مریت میشود.