خط داستانی
طبق وصیت ریچارد استندهوپ، دخترش لورا و برادر دوقلوی گمشدهاش لری باید تا تاریخ معینی دوباره به هم برسند، وگرنه املاک به سرپرست طمعکارشان، اندرو بریان، بازمیگردد. پس از مرگ استندهوپ، لورا و دوستپسرش، جیم واتسون، در دفترچه خاطرات مادر مرحومش میخوانند که اندرو به ناحق ازدواج استندهوپها را بلافاصله پس از تولد دوقلوها با اتهام خیانت به خانم استندهوپ به هم زده است. لورا به مدرسه شبانهروزی فرستاده میشود، در حالی که لری کوچک، تحت مراقبت پدرش، نادیده گرفته میشود و بعداً به دزدی روی میآورد. در حالی که لورا و جیم به دنبال لری هستند، خانه توسط خود لری، که حالا "کید" نامیده میشود، و همدستش، "حلزون"، مورد سرقت قرار میگیرد.