خط داستانی
داوی گلیدن پسر فرمانده کل است که مسئول یک خانه سربازان قدیمی در یک شهر کوچک نزدیک به معدن مس است. داوی به کاپیتان جریکو نورتون، یک کهنهسرباز مسن از این خانه، ارادت دارد که با داستانهای خود از جنگ داخلی پسر را سرگرم میکند. وقتی خانم ادوارد و دخترش، فلورا، برای دیدن خانم گلیدن میآیند، داوی به فلورا دل باخته اما او او را نادیده میگیرد. داوی با داستانهای کاپیتان پر از میهنپرستی است و مشتاق است که کاری شایسته انجام دهد تا توجه فلورا را جلب کند. او فرصتی برای تحقق هر دو هدف پیدا میکند وقتی که دو جاسوس آلمانی، کارل بندر و فرانک اشماله، را میشنود که در حال برنامهریزی برای ایجاد هرج و مرج در معدن با اعلام اعتصاب و سپس انفجار معدن هستند. با کمک دوستش کاپیتان نورتون، داوی وسایل لازم را برای خدمت دوباره سربازان قدیمی به کشورشان فراهم میکند.