خط داستانی
دیو مارکو، جویای ادعا، و رئیسش ارل فاستر، یک کارگزار سرمایهگذاری فاسد، شیمیدان رالف براندون را استخدام میکنند تا مدارکی جعلی تهیه کند که نشان دهد یک معدن بیارزش، ارزشمند است و سپس مادر رالف را متقاعد کنند که تمام پولش را در این معدن سرمایهگذاری کند. خواهر رالف، هالی، با جک میسون آشنا میشود، که معدن او واقعاً ارزشمند است هرچند هنوز سودآور نیست و آنها به یکدیگر علاقهمند میشوند. وقتی خانم براندون متوجه میشود که فریب خورده است، اما به خاطر تهدید افشای تخلفات رالف مجبور به سکوت میشود و مارکو سعی میکند ادعای جک را برباید، اوضاع به اوج خود میرسد تا اینکه نتیجه خوشی رقم میخورد.