خط داستانی
در یک مهمانی که به افتخار دخترش ماریون برگزار شده، توماس استرلینگ اعلام میکند که کارخانه کشتیسازیاش را برای مدت جنگ جهانی اول به دولت ایالات متحده واگذار خواهد کرد. استرلینگ میخواهد ماریون با شریکش، هوگو اسمیت، ازدواج کند، اما او گوردون برت را ترجیح میدهد که بعد از مهمانی از او خواستگاری میکند. پدر ماریون آنها را در آغوش هم میبیند و گوردون را از خانه بیرون میکند. در شب بعد، استرلینگ به قتل میرسد. گوردون مظنون اصلی است، اما ماریون نمیخواهد باور کند که او گناهکار است و او را در خانه پنهان میکند. بعداً او متوجه میشود که اسمیت پیامی به آلمانیها از طریق یک بیسیم پنهان در اتاق زیر شیروانی ارسال میکند.