خط داستانی
پس از اینکه پس از مرگ پدرشان بیخانمان میشوند، چارلز د لا فونتین، مارکیز د اوبرتر و خواهرش هلن به آمریکا میروند و در خانه لاترپ، یک میلیونر به لطف کنتس د است، شغلی پیدا میکنند. او به سرعت عاشق دختر زیبا لاترپ، ماریان میشود، اما او از اینکه او یک شکارچی ثروت است میترسد و به رادولف میلر، ثروتمند، نامزد میشود. چارلز به او میگوید که فقط زمانی با او ازدواج خواهد کرد که هر دو ثروتمند باشند. سپس چارلز به طور مخفیانه از برادر ماریان، فرانک، در یک سرمایهگذاری مالی موفق حمایت میکند و هر دو را ثروتمند میکند. با کشف اینکه رادولف خیانتکار است و دیوار طلایی ثروت که آنها را جدا کرده بود اکنون از بین رفته، ماریان و چارلز ازدواج میکنند.