خط داستانی
جورج پریولات در این فیلم نقش دوگانه ای را ایفا می کند، ابتدا به عنوان جوزف سیلز، مردی پیر و بیمار که دخترش، رودا (با بازی ماری مایلز مینتور) را پس از مشاجره با خانواده اش به خارج از کشور برده است. او آرزو دارد به خانه برگردد، اما او گذشته اش را رد کرده است. پس از مرگش، رودا به تنهایی به آمریکا می رود. او به خاطر کمبود پول تقریباً بی خانمان می شود اما به طور تصادفی با ثروتی مشکوک روبرو می شود وقتی که کارهای روزی تیلور را بر عهده می گیرد و به طور ناخواسته پاکتی با پول پیدا می کند. روزی به عنوان خدمتکار استخدام شده بود (بنابراین پول)، اما قبل از اینکه واقعاً برای کار حاضر شود، فوت کرده است.