خط داستانی
آمبروز نور نابینا به این شک دچار است که همسرش کانستنس هنگامی که دختر معلولشان باربارا تنها دو ساله بود، خودکشی کرده است، زیرا او او را دوست نداشت. قبل از مرگش، کانستنس نامهای برای باربارا نوشت تا در روز بیست و یک سالگیاش باز شود، اما وقتی باربارا آن را باز میکند و میفهمد که مادرش برای فرار از یک رابطه عاشقانه ناکام با لورنس آستین خودکشی کرده است، داستان متفاوتی برای آمبروز اختراع میکند، زیرا میداند که حقیقت او را بیش از حد آسیب خواهد زد.