خط داستانی
میری گارلند، دوست دختر یک ماهیگیر مین به نام جاد مینوت، او را تشویق میکند تا استعدادهای مجسمهسازیاش را پرورش دهد و به نیویورک همراه هنرمند هنری بلایس برود. اما در آنجا، جاد به جای تمرکز بر روی میری، به دختر جذاب بلایس، مایرنا، علاقهمند میشود. هرچند او به عنوان یک هنرمند مشهور میشود، زندگی اجتماعی پر زرق و برق با مایرنا باعث افت کارش میشود. وقتی میری از رکود جاد و سبک زندگی سریع او مطلع میشود، به نیویورک میرود تا او را نجات دهد. با دیدن میری، جاد متوجه میشود که او الهام اصلی تمام مجسمههایش است و عشقش به او دوباره زنده میشود.