خط داستانی
برای تأمین مخارج مادر بیوهاش، لویی Mordyke، اثل با آرتور وودریج، یک خیّر ثروتمند که بهطور قابل توجهی از او بزرگتر است، ازدواج میکند. اگرچه او به شوهرش احترام میگذارد، اثل دوباره رابطهای با هاوارد روزدیل، شوهر دخترعمویش هلن، برقرار میکند. هلن یک کارآگاه استخدام میکند که عاشقان را در یک مسافرخانه پیدا میکند. در حالی که از مهمانخانه فرار میکند، اثل در طوفانی گرفتار میشود و بعد از آن به ذاتالریه مبتلا شده و میمیرد، با پشیمانی اما بدون اعتراف. آرتور به شدت غمگین میشود و لویی و هلن نگران سلامت روان او هستند و وقتی لویی میفهمد که او به خودکشی فکر میکند، حقیقت خیانت اثل را فاش میکند. آرتور باورنکردنی او را محکوم میکند. اما پس از مرگ ناگهانی هاوارد، هلن داستان را تأیید میکند. لویی و آرتور ازدواج میکنند و هلن با یک دوست قدیمی ازدواج میکند.