خط داستانی
باب فولتون سرپرست یک معدن در غرب است. او با مالک سالن رقص، جک کینگ، دشمنی پیدا میکند وقتی که یکی از دختران، رز د برازی، را از پیشرفتهای ناخواستهاش نجات میدهد. فولتون همچنین عشق رز را به دست میآورد، که او آن را پاسخ نمیدهد. مالک معدن پسر مشکلسازش، رولند هولت، را به غرب میفرستد تا در معدن کار کند. قبل از اینکه هولت از شرق برود، به طور مخفیانه با بث هوور ازدواج میکند. با ورود هولت، فولتون سعی میکند با او دوست شود، اما هولت ترجیح میدهد با کینگ، مرد بد، وقت بگذراند.