خط داستانی
هل پیج، برادر ضعیف استیون پیج، شهردار شهر، عاشق کارلین شرفتون میشود، که برت استالی را رها کرده و هل را در طرحهای خودخواهانهاش گرفتار میکند. استالی که از رفتن ناگهانی او خشمگین است، به خانه کارلین میآید و در یک دعوای حسودانه با هل درگیر میشود که در آن استالی با اسلحه کارلین کشته میشود. پس از اینکه هل به این عمل اعتراف میکند، استیون او را به آرامی به اسپانیا میفرستد. یک سال بعد، استیون نامزدیاش با ماریون هایوارد، دختر دادستان منطقه، را اعلام میکند، که در حال پیگیری اتهامات علیه جیمز رید، یک سیاستمدار فاسد و شوهر جدید کارلین است. برای نجات رید، کارلین به استیون تهدید میکند که او را افشا خواهد کرد، اما او از خواستههایش سرپیچی میکند. چند روز قبل از اینکه کارلین داستانش درباره استالی را فاش کند، هل ظاهر میشود و به هایوارد اعتراف میکند که کارلین قاتل واقعی است.