خط داستانی
سناتور ایالات متحده فرانک دیرینگ تمام عمر خود را صرف کاهش رنج کار کودکان کرده است. قاضی ورنون، نزدیکترین دوست او، در این مبارزه به او کمک میکند. شرایط غیرمنتظره قاضی ورنون را مجبور میکند تا از هنری مککارتی، یکی از صاحبان کارخانه که مسئول شرایط کاری سخت و غیرانسانی است، پول قرض بگیرد. قاضی قادر به پرداخت وام نیست و مجبور میشود که از مککارتی عروس بگیرد. بعداً، قاضی به بیماری قلبی مبتلا میشود اما در بستر مرگ، عمل شرمآوری که انجام داده را به دیرینگ اعتراف میکند. برای حفظ نام دوستش، دیرینگ با مککارتی توافق میکند و علیه قانونی که خود پیشنهاد داده رأی میدهد. همکاران و جهان، از فداکاری او بیخبر، به او تمسخر میکنند.