خط داستانی
سرهنگ کارتر، مالک معادن سانست، درباره پاداشی که برای دستگیری هری شاین ارائه شده میخواند. پیشخدمت به او تلگرافی میدهد که از سیلاب چندین چاه در معدن او خبر میدهد. او به زودی در حال رفتن به معدن با ماشینش است. روت، دخترش، در خودروی خود او را دنبال میکند.