خط داستانی
نینا، دختری نابینا، با مادربزرگش زندگی میکند که به او ساخت گلهای مصنوعی را آموزش داده است و او این گلها را در یک دکه گل میفروشد. نینا و جیمی، پسری معلول که روزنامه میفروشد، عاشق یکدیگر هستند. مادربزرگ نینا فوت میکند و او به جیمی روی میآورد. یک روز جیمی با یک روزنامهفروش دیگر که فکر میکند بیش از حد در اطراف دکه نینا پرسه میزند، درگیر میشود و آن پسر به زودی برای بخشش التماس میکند. خانم فیفی چاندلر، هنرمندی که در حال عبور است، به این موضوع علاقهمند میشود و نینا و جیمی را به اتاقهایشان همراهی میکند و متعجب میشود که جیمی هنرمند است و یک قالب گچی زیبا از نینا ساخته است. فیفی جیمی و شاگردش را به هنرمند همکارش، فرد تاونسند، معرفی میکند که عاشق نینا میشود.