خط داستانی
با خوش بینی در برابر شکست، دانیل وبستر اوپ در نهایت به عنوان یک فروشنده سیار برای یک شرکت کفش به موفقیت میرسد، اما درست زمانی که چشماندازهایش بهترین است، خبر مرگ ناپدریاش را دریافت میکند. او بلافاصله به کُوِی جانکشن میرود تا با برادرش بن ملاقات کند، جایی که آنها املاک را طبق خواستههای بن تسویه میکنند. بن پول را میگیرد، در حالی که آقای اوپ خانه را و سرپرستی کیپی، خواهر ناتنی کمهوشاش را به عهده میگیرد. با فدا کردن همه چیز برای ماندن با خواهرش، آقای اوپ یک روزنامه به نام «عقاب اوپ» تأسیس میکند و شروع به ترویج شهر میکند.